|
|
|
|
|
دیگر تمام شد همیشه پیش از آنکه فکر کنی اتفاق می افتد باید برای روزنامه تسلیت بفرستیم بازهم پرواز این بار ... احمد آقالو |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 9:5 توسط نسرین عجمی
|
|
||
|
|
|
|
|
تاريخ تولد خود را تطبيق دهيد و رنگ خود را پيدا كنيد : 1 فروردین : سیاه از 2 فروردین تا 11 فروردین : ارغوانی از 12 تا 21 فروردین : سرمهای از 22 فروردین تا 31 فروردین : نقرهای از 1 اردیبهشت تا 10 اردیبهشت : سفید از 11 اردیبهشت تا 24 اردیبهشت : آبی از 25 اردیبهشت تا 3 خرداد : طلايی از 4 خرداد تا 13 خرداد : شیری از 14 خرداد تا 23 خرداد : خاکستری از 24 خرداد تا 2 تیر ماه : خرمايی 3 تیر ماه : خاکستری از 4 تیر تا 13 تیر : قرمز از 14 تیر تا 23 تیر : نارنجی از 24 تیر تا 3 مرداد : زرد از 4 مرداد تا 13 مرداد : صورتی از 14 مرداد تا 22 مرداد : آبی از 23 مرداد تا 1 شهریور : سبز از 2 شهریور تا 11 شهریور : قهوهای از 12 شهریور تا 21 شهریور : کبود از 22 شهریور تا 31 شهریور : لیمويی 1 مهر : زیتونی از 2 مهر تا 11 مهر : ارغوانی از 12 مهر تا 21 مهر : سرمهای از 22 مهر تا 1 آبان : نقرهای از 2 آبان تا 20 آبان : سفید از 21 آبان تا 30 آبان: طلايی از 1 آذر تا 10 آذر : شیری از 11 آذر تا 20 آذر : خاکستری از 21 آذر تا 30 آذر : خرمايی 1 دی : نیلی از 2 دی تا 11 دی : قرمز از 12 دی تا 21 دی : نارنجی از 22 دی تا 4 بهمن : زرد از 5 بهمن تا 14 بهمن : صورتی از 15 بهمن تا 19 بهمن : آبي از 20 بهمن تا 29 بهمن : سبز از 30 بهمن تا 9 اسفند : قهوهای از 10 اسفند تا 20 اسفند : کبودی رنگ از 21 اسفند تا 29 اسفند : لیمویی معنی رنگها قرمز : با نمک و دوستداشتنی ، مشکل پسند اما همیشه عاشق . اینگونه به نظر میرسد که مورد محبت نیز باشید . با روحیه و بشاش اما در همان زمان میتوانید بداخلاق هم شوید قادرید با مردم بسیار خوب و با ملاطفت برخورد کنید و این همان عشقی است که میتواند در راهی که در پیش دارید همراهتان باشد . آدمهایی را که راحت صحبت میکنند دوست دارید و این آدمها باعث میشوند احساس راحتی بیشتری داشته باشید . شیری : اهل رقابت و بازی دوست . دوست ندارد ببازد ولی همیشه بشاش است . شما قابل اعتماد و امین هستید و خیلی علاقه دارید وقت خود را بیرون بگذرانید ، با دقت عشقتان را انتخاب میکنید و به سادگی عاشق نمیشوید اما وقتی او را یافتید تا مدتهای بسيار دوستش خواهید داشت . نیلی : شما بیشتر متوجه نگاهتان هستید و استانداردهای بالايی در انتخاب عشق دارید . هر راهحلی را با دقت و تفکر انتخاب میکنید و بسیار به ندرت مرتکب اشتباه احمقانه میشوید دوست دارید رهبر باشید و به راحتی میتوانید دوستان جدید پیدا کنید . خاکستری : جذاب و فعال هستید . شما هرگز احساستان را پنهان نمیکنید و هر آنچه را که درونتان است آشکار میسازید . اما میتوانید خودخواه هم باشید . میخواهید مورد توجه باشید و نمیخواهید به طور نا برابر با شما برخورد شود . میتوانید روز مردم را روشن کنید . شما میدانید در زمان مناسب چه بگویید و خوش اخلاق هستید . سبز : خیلی خوب با افراد تازه کنار میآیید . در واقع آدم خجالتیای نیستید اما گاهی اوقات با کلمات به عواطف مردم آسیب میرسانید . دوست دارید تا مورد توجه و علاقه کسی باشید که دوستش دارید ولی بيشتر تنهایید و به انتظار فرد مورد نظرتان میمانید . طلايی : شما میدانید چه چیزی درست و چه چیزی نادرست است . آدم بشاشی هستید و زیاد بیرون میروید . بسیار سخت میتوانید فرد مورد نظرتان را پیدا کنید اما وقتی او را یافتید تا سالیان متمادی دوباره عاشق نمیشوید . صورتی : شما همواره در تلاشید تا در هر چیزی بهترین باشید و دوست دارید به سایرین کمک کنید . اما به سادگی قانع نمیشوید . دارای افکاری منفی هستید و در جستجوی عشقی شورانگیز مانند آنچه در قصههاست هستید . زرد : خرمايی : باهوشید و میدانید چه چیزی درست است . میخواهید همه چیز را مطابق میل خود کنید که گاهی میتواند به دلیل عدم توجه به نظر دیگران مشکلساز باشد . اما در مورد عشق صبور هستید . وقتی فرد مورد نظرتان را یافتید برایتان دشوار است فرد بهتری پیدا کنید . نارنجی : در مقابل اعمالتان مسوولیتپذیر هستید ، میدانید چگونه با مردم رفتار کنید . همواره اهدافی برای دستیابی به آنها دارید و در حقيقت برای رسیدن به آنها تلاش میکنید ، فردی آمادهي رقابت هستید . دوستانتان برایتان بسیار مهم هستند و قدر آنچه را که دارید میدانید ، گاهی اوقات واکنشتان زیادی شدید است و دليل آن نیز احساساتی بودنتان است . ارغوانی : اسرارآمیز هستید ، به هیچ وجه خودخواه نیستید ، زود و آسان نظرتان جلب میشود . روزتان با توجه به خلقتان میتواند غمگین یا خوش باشد . بین دوستان محبوب هستید اما میتوانید دست به عمل احمقانهای نیز بزنید ، به سادگی امور را فراموش میکنید . به دنبال شخصی هستید که قابل اعتماد باشد . لیمويی : آرام هستید ، اما به سادگی عصبانی میشوید . به آسانی حسادت میورزید و در مورد چیزهای کوچک اعتراض میکنید ، نمیتوانید به یک کار بچسبید اما دارای شخصیتی هستید که اعتماد و علاقهي همه را جلب میکند . نقرهای : خیالپرداز و بامزهاید ، دوست دارید چیزهای جدید را بیازمایید . علاقه دارید خودسازی کنید و به سادگی میآموزید ، به راحتی میتوان با شما صحبت کرد و شما پندهاي خوبی میدهید . وقتی موضوع ، دوستی است متوجه میشوید نمیتوان به کسی اعتماد کرد ، اما وقتی دوستان واقعی خود را یافتید تا پایان عمر به آنها اعتماد میکنید . سیاه : شما یک مبارز هستید و دارای انگیزهاید . اما تغییر در زندگی را نمیپسندید . زمانی که تصمیمی گرفتید ، روی تصمیمتان تا مدتها پای میفشارید . زندگی عشقی شما نیز توام با مبارزه است و مثل همه نیست . زیتونی : شما روشن قلب و آدم گرمی هستید . همراه خوبی برای فامیل و دوستانید . خشونت را نمیپسندید و میدانید چه چیزی درست است . شما مهربان و بشاش هستید اما به سادگی به مردم حسادت نورزید . قهوهای : فعال و ورزشکارید ، برای دیگران مشکل است که به شما نزدیک شوند . زمانی که متوجه میشوید نمیتوانید به چیزی که میخواهید دست یابید ، به سادگی تسلیم شده آن را رها میکنید . آبی : اتکا به نفس کمی دارید و خیلی ایرادی هستید . هنرمند هستید و دوست دارید عاشق شوید ، اما میگذارید عشقتان از دستتان برود چون در این مورد از مغزتان فرمان میگیرید نه از قلبتان . سرمهای : شما جذابید و عاشق زندگی خود هستید ، نسبت به همه چیز دارای احساسی قوی هستید و خیلی زود گیج میشوید زمانی که از دست شخص یا اشخاصی عصبانی میشوید برایتان مشکل است آنها را ببخشید . سفید : شما آرزو و اهدافی در زندگی دارید . زود حسادت میورزید نسبت به دیگران متفاوت و گاهی اوقات عجیب هستید اما همه این حالت شما را دوست دارند . کبود : احساسات شما به سادگی و ناگهانی تغییر میکند اغلب تنها هستید ، مسافرت را دوست دارید . انسان صادقی هستید ولی حرف مردم را زود باور میکنید . |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 21:20 توسط نسرین عجمی
|
|
||
|
|
|
|
|
نمي دانم كه مي داني
كه انسان بودن و ماندن چه سخت است و چه دشوار است چه زجري مي كشد آن كس كه انسان است و از احساس سرشار است ؟!!! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 17:17 توسط نسرین عجمی
|
|
||
|
|
|
|
|
نوروز ، اين كهنترين آيين آريايي بر ايرانيان خجسته و فرخنده باد . |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 1:26 توسط نسرین عجمی
|
|
||
|
|
|
|
|
امروز اولین روز از فصل پاییز است و روز اول مهر یادآور روز اول مدرسه . امروز صبح اولین آدم هایی که دیدم بچه های مدرسه ای بودند که با مادرهاشون به سمت مدرسه می رفتند . حال و هوای غریبیه . من که بغضم می گیره . احساس دلتنگی می کنم . شما چطور؟ |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 13:56 توسط نسرین عجمی
|
|
||
|
|
|
|
|
از كوچه باغ آرزو كه مي گذرم چكاوك كوچكي را مي بينم كه نغمه گدايي مي كند و چشم انتظار بهار است . اما ... حالا نه ديگر بهار است و نه كوچه باغي و نه چكاوكي كه به آن دل خوش كني . نسيم باد پائيزي تن لرزانم را تكاني مي دهد و مرا به كوچه باغ مي كشاند ، كوچه باغي كه بوي حسرتش دل چكاوك را زخمي يك نغمه ي عاشقانه كرده و بي صدا به خواب ابدي خفته است . |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 14:4 توسط نسرین عجمی
|
|
||
|
|
|
|
|
.....آره . هنوز هستم ولی سرم خیلی شلوغه . اونقدر سرم شلوغه که گاهی خودم رو هم فراموش می کنم . گاهی یادم می ره چی می خوام . چی می خواستم . شماها سرتون شلوغ نیست ؟ همه چیز رو به راهه ؟
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی ام تیر 1386ساعت 21:46 توسط نسرین عجمی
|
|
||
|
|
|
|
|
گاهی بازی زندگی اونقدر آدم ها رو درگیر می کنه ، که دیگه خودشونو فراموش می کنن . خواسته هاشونو ، آرزوهاشونو و .... شما چی ؟ شما خودتو رو فراموش نکردین ؟ |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 16:46 توسط نسرین عجمی
|
|
||
|
|
|
|
|
ثانیه ها با سرعت نور در حرکتند و دقیقه ها بی اعتنا از کنارشان می گذرند . ساعتها بی قراری میکنند و روزها گاه تب دارند و گاهی لرزانند . هفته ها مغرورند و ماه ها خجالتی و به سال که می رسی زبانش بند آمده ... |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 21:45 توسط نسرین عجمی
|
|
||
|
|
|
|
|
نوای غریبی تمام وجودم را پر کرده بود ، بی سر و صدا تمام دالان های ذهنم را بدون اینکه کسی بو ببرد گرد گیری کردم . کارم که تمام شد گذشته را توی کیسه ی محکم صداقت ریختم تا هیچ ریاکاری نتواند زخم های گرد گرفته ی گذشته را با خود زمزمه کند . از دالان تو در تو که تاریکی تمامش را یک جا بلعیده بود ، بیرون زدم اما روشنایی واقعیت چشمان لرزانم را کور کرد . دیگر یارای یاری رساندم نبود که هیچ ، خود نیز تاب تحمل وجودم را نداشتم . بی قرار و سرگردان رفتم . اما نمی دانم به کجا و چگونه می رفتم . انگار وجود خود را دور می زدم . آنقدر چرخ زدم تا به خود رسیدم . با پای نداشته و چشمی که دیگر هیچ چیز را نمی دید به جز تاریکی . اما هنوز می توانستم حس کنم تمام چیزهایی را که دیگر نبود و من دیگر حتی توان حسرتش را هم نداشتم . دلی که دیگر نه می تپید ، نه می خواست که بی قراری کند یا نمی دانست که دیگر چه باید خواست . |
||
|
+
نوشته شده در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 9:46 توسط نسرین عجمی
|
|
||
|
|
|
|
|
سپاس خداوندی که انسان را برای شادی های سبز آفرید .
که شادمانه زیستن شایسته ی هر انسان سبزی است . |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 20:14 توسط نسرین عجمی
|
|
||
|
|
|
|
|
سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد . شخصی نشست و ساعت ها تقلای پروانه برای بیرون آمدن از سوراخ کوچک پیله را تماشا کرد . آن گاه تقلای پروانه متوقف شد و به نظر رسید که خسته شده ، و دیگر نمی تواند به تلاشش ادامه دهد . آن شخص مصمم شد به پروانه کمک کند و با برش قیچی سوراخ پیله را گشاد کرد . پروانه به راحتی از پیله خارج شد ، اما جثه اش ضعیف و بال هایش چروکیده بودند . آن شخص به تماشای پروانه ادامه داد . او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحکم شود و از جثه او محافظت کند . اما چنین نشد . در واقع پروانه ناچار شد همه ی عمر را روی زمین بخزد و هرگز نتوانست با بال هایش پرواز کند . آن شخص مهربان نفهمید که محدودیت پیله و تقلا برای خارج شدن از سوراخ ریز آن را خدا برای پروانه قرار داده بود ، تا به آن وسیله مایعی از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پیله به او امکان پرواز دهد . « گاهی اوقات در زندگی فقط به تقلا نیاز داریم .» اگر خداوند مقرر می کرد بدون هیچ مشکلی زندگی کنیم ، فلج می شدیم ، به اندازه ی کافی قوی نمی شدیم و هرگز نمی توانستیم پرواز کنیم . من نیرو خواستم و خداوند مشکلاتی سر راهم قرار داد ، تا قوی شوم . من دانش خواستم و خداوند مسائلی برای حل کردن به من داد . من سعادت و ترقی خواستم و خداوند به من قدرت تفکر و زور بازو داد تا کار کنم . من شهامت خواستم و خداوند موانعی سر راهم قرار داد ، تا آن ها را از میان بردارم . من انگیزه خواستم و خداوند کسانی را به من نشان داد که نیازمند کمک بودند . من محبت خواستم و خداوند به من فرصت داد تا به دیگران محبت کنم . من به آنچه خواستم نرسیدم ... اما آنچه نیازداشتم ، به من داده شد . « نترس . با مشکلات مبارزه کن و بدان که می توانی بر آن ها غلبه کنی . » |
||
|
+
نوشته شده در شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 10:13 توسط نسرین عجمی
|
|
||
|
|
|
|
|
تغییر رفتار ما باعث می شود تا رفتار اطرافیان ما هم تغییر کند . در واقع رفتار اطرافیان ما بازتاب رفتار خود ماست . نظر شما چیه ؟ |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 10:35 توسط نسرین عجمی
|
|
||
|
|
|
|
|
بیهوده نکوشید که دیگران را تغییر دهید ، بی فایده است . کاری که شما باید انجام دهید ، تغییر دادن خویشتن است . |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 18:46 توسط نسرین عجمی
|
|
||
|
|
|
|
|
دارم تحقيقي راجع به نقش زن در آثار داريوش مهرجويي تهيه مي كنم . خوشحالم مي كنيد اگه به سوالاتم پاسخ بديد . 1- مهرجويي را بيشتر با كدام فيلم مي شناسيد ؟ 2- وجه مشترك كليه آثار مهرجويي در چيست ؟ 3- ويژگي بارز نگاه مهرجويي نسبت به زنان در فيلم هايش چيست ؟ 4- كدام فيلم مهرجويي را بيشتر مي پسنديد و چرا ؟ 5- در مجموع آثار مهرجويي با كدام شخصيت بيشتر ارتباط برقرار كرديد و چرا ؟ |
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 15:42 توسط نسرین عجمی
|
|
||
|
|
|
|
|
دیروز با همسرم راجع به رفتار آدما حرف می زدیم و به این نتیجه رسیدیم که اگه به جای دلخور شدن از رفتار بعضی از آدما به گذشته شون فکر کنیم دیگه هیچ وقت از کسی دلخور نمی شیم . نظر شما چیه ؟ |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 14:47 توسط نسرین عجمی
|
|
||
|
|
|
|
|
دیروز ساعت ۵ بعدازظهر قرار بود مدیرکل محترم اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی با هنرمندان تئاتر دیدار داشته باشند ، که البته مدیرکل محترم اومدند ولی متاسفانه تعداد زیادی از اهالی تئاتر حتی برای خودشان هم ارزش قائل نشدند و نیامدند . اما خوشبختانه جلسه برگزار شد و شاید شروع خوبی هم بود برای جلسات بعدی . امیدوارم ادامه داشته باشه . |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 13:46 توسط نسرین عجمی
|
|
||
|
|
|
|
|
يکی از آئينهای سالانه ايرانيان چهارشنبه سوری يا به عبارتی ديگر چارشنبه سوری است. ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدی را با بر افروختن آتش و پريدن از روی آن به استقبال نوروز می روند. چهارشنبه سوري، يک جشن بهاري است که پيش از رسيدن نوروز برگزار مي شود. مردم در اين روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهايشان مراسمی را برگزار می کنند که ريشه اش به قرن ها پيش باز می گردد. مراسم ويژه آن در شب چهارشنبه صورت می گيرد برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نيز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از من ، زردي من از تو ) می خوانند. ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئينهای کهن ايرانيان است که همچنان در ميان آنها و با اشکال ديگر در ميان باقی بازماندگان اقوام آريائی رواج دارد. اما دکتر کورش نيکنام موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ايران باستان، عقيده دارد که چهارشنبه سوری هيچ ارتباطی با ايران باستان و زرتشتيان ندارد و شکل گيری اين مراسم را پس از حمله اعراب به ايران می داند. در ايران باستان هفت روز هفته نداشتيم.در ايران كهن هر يك از سي روز ماه، نامي ويژه دارد، كه نام فرشتگان است. شنبه و يکشنبه و... بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ايران وارد شد. بنابراين اينکه ما شب چهارشنبه ای را جشن بگيريم( چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش گويای اين هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ايران مرسوم شد." "برای ما سال ۳۶۰ روز بوده با ۵ روز اضافه ( يا هر چهار سال ۶ روز اضافه ). ما در اين پنج روز آتش روشن می کرديم تا روح نياکانمان را به خانه هايمان دعوت کنيم." "بنابراين، اين آتش چهارشنبه سوری بازمانده آن آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ايران باستان است و زرتشتيان به احتمال زياد برای اينکه اين سنت از بين نرود، نحسی چهارشنبه را بهانه کردند و اين جشن را با اعتقاد اعراب منطبق کردند و شد چهارشنبه سوری." بخش كردن ماه به چهار هفته در ايران ،پس از ظهور اسلام است و شنبه و يك شنبه و دوشنبه و ........ناميدن روز هاي هفته از زمان رواج آن .شنبه واژه اي سامي و درآمده به زبان فارسي و در اصل "شنبد" بوده است. سور در زبان و ادبيات فارسي و برخي گويش هاي ايراني به معناي "جشن"،"مهماني"و "سرخ" آمده است اما انصافا دیشب چهارشنبه سوری بیشتر شبیه صحنه ی جنگ بود تا یک آئین . البته متاسفانه . خداکنه کسی صدمه ندیده باشه . البته بعید می دونم . به امید روزی که تمام آئین ها به همان شکلی که شایسته است ، اجرا شود . انشالله . |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 9:8 توسط نسرین عجمی
|
|
||
|
|
|
|
|
بازهم یکی از بین ما رفت . این بار خسرو شایگان ...
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 9:23 توسط نسرین عجمی
|
|
||
|
|
|
|
|
همه با رنج و درد دوستانشان همدردی می کنند ، اما دوست واقعی کسی است که در موفقیت دوستش به اندازه او شاد می شود . ( اسکار وایلد ) |
||
|
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 10:5 توسط نسرین عجمی
|
|
||
|
|
|
|
|
امروز اولین صدای جیک جیک گنجشک هایی که نوید بهار رو می دهند ، شنیدم . دارن لحظه شماری می کنند تا بهار برسه . اما ... ما چی ؟ ما هم لحظه شماری می کنیم تا بهار برسه ؟ خدا کنه سال دیگه سال خوبی باشه . امیدوارم . |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 7:5 توسط نسرین عجمی
|
|
||
|
|
|
|
|
رسول ملاقلی پور هم از میان ما رفت ... |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 10:40 توسط نسرین عجمی
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام . چند روزی نبودم ، رفته بودیم جشنواره تئاتر پلیس . نمایش « یکی از ما » به کاگردانی زهرا علیجانی من و خانم صدیف هم بازی می کردیم . ما نهایت تلاش خودمون رو کردیم . امیدوارم کار خوبی شده باشه . |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 13:9 توسط نسرین عجمی
|
|
||
|
|
|
|
|
وظیفه امر مهمی است ، اما آن چیزی است که همیشه از دیگران توقع داریم . ( اسکار وایلد ) |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 10:14 توسط نسرین عجمی
|
|
||
|
|
|
|
|
راز دستیابی به بزرگترین ثمره و لذت زندگی ، پذیرفتن خطرات آن است . (نیچه) |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 8:43 توسط نسرین عجمی
|
|
||
|
|
|
|
|
ازفردا یازدهمین همایش بزرگ فیلمسازان و عکاسان استان قزوین شروع میشه . امیدوارم کارهای خوبی ببینم . |
||
|
+
نوشته شده در جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 10:55 توسط نسرین عجمی
|
|
||
|
|
|
|
|
هر هدف بزرگی بدون طلب و اشتیاق دست نیافتنی است . (امرسون) |
||
|
+
نوشته شده در جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 10:43 توسط نسرین عجمی
|
|
||
|
|
|
|
|
عشق ایستادن زیر باران و خیس شدن با هم نیست ، عشق آن است که یکی برای دیگری چتر شود و او هیچ وقت نفهمد که چرا خیس نشد . |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 8:41 توسط نسرین عجمی
|
|
||
|
|
|
|
|
اگه یه روز شاد بودی ، بخند تا غم بیدار نشه و اگه یه روز غمگین شدی ، آروم گریه کن تا شادی ناامید نشه . ( چارلی چاپلین ) |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 8:55 توسط نسرین عجمی
|
|
||
|
|
|
|
|
نمایش پل نوشته ی محمد رحمانیان و کارگردانی ناصر ایزدفر که از ۱۲ بهمن در سالن کتابخانه امام خمینی روی صحنه بود به کار خود پایان داد . به نوبه ی خودم به تمام عوامل اجرایی این نمایش به ویژه آقای ناصر ایزدفر خسته نباشید عرض می کنم . |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 20:51 توسط نسرین عجمی
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام .
از این به بعد مطالب هنری را در وبلاگ من بخوانید . به زودی با شما خواهم بود . |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 20:32 توسط نسرین عجمی
|
|
||