|
|
|
|
|
...عنوان بندی فیلم تقریبا عمری همپای خود سینما دارد و به مرور زمان به گونه های رساتر و تکامل یافته تر تحول یافته است. در دنیای سینمای صامت، عنوان بندی غالبا عبارت بود از قالب یا صحنه سیاه ساده ای که نام و مشخصه های اثر به سادگی تمام و بدون هیچگونه ویژگی بر آن نوشته می شد و برای فیلمها با موضوعات مختلفی چون جنایی، عشقی، پلیسی، وسترن و ... غالبا حروفی مشابه به کار گرفته می شد. این روند سالها ادامه داشت تا آنکه بتدریج عنوان بندی فیلم دستخوش دگرگونی و ابداعات ساده ای شد. گام نخست دقت در حروف نوشته ها و انتخاب حروفی متناسب با فضای کلی فیلم بود. گام بعدی در دهه 1930 برداشته شد. در آن زمان علاوه بر دقت در انتخاب حروف نوشته ها، زمینه ای هم که حروف بر آن نوشته می شد، مورد توجه قرار گرفت. سپس عنصر حرکت در عنوان بندی فیلم وارد شد که نمونه قدیمی و تکراری آن استفاده از صفحات آلبوم یا کتاب بود. دهه 1950 نقطه عطفی در تاریخ سینما و نیز طراحی عنوان بندی بود. همه گیر شدن تلویزیون در این دهه در اروپا و امریکا، سینما را با رقیبی جدی و خطرناک روبرو ساخت. سینما در مبارزه بر سر بقاء به ناچار متوسل به نوآوری های فنی زیادی شد که مهمترین آنها تغییر اندازه های پرده نمایش بود. پس از 50 سال صنعت فیلمسازی به اهمیت هنر گرافیک و کمک دهی آن به این صنعت پی برد که سرآغاز این تحول را میتوان در کارهای سائول باس – فیلم مرد بازو طلایی – و عنوان بندی فیلم های کارمن جونز دید. سائول باس شیوه جدید و جالبی را ارائه داد که ترکیبی از حرکتهای زنده و طرحهای تخیلی گرافیکی بود. شیوه ای که توده تماشاگران عادی و پیروان سبک قدیم طراحی عنوان بندی را متوجه گرافیک در سینما نمود. وی نشان داد که چگونه فنون جدید از قبیل عکاسی، پرده دوبخشی (split screen) ، متحرکسازی و ... را میتوان در این رشته به هم آمیخت و از پیوند آنها علاوه بر معرفی عناوین فیلم و دست اندرکاران، برای معرفی فضای فیلم و ایجاد آمادگی ذهنی در تماشاگر نیز استفاده کرد. در مورد عنوان بندی های تلویزیونی نیز با یک دهه تاخیر اتفاق مشابهی روی داد. در دهه 1960 تلویزیون به همان راهی رفت که سینما ده سال پیش آغاز کرده بود. طراحی عنوان بندی های شروع برنامه ها جالب تر شد و نوشته ها از حالت رسمی خارج گردید . این تغییرات ابتدا با کارهای اریک سوکول (Erik sokol) در تلویزیون اتریش با آمیختن شیوه های گرافیکی آغاز شد و دو تن از شاگردان با استعداد او به نامهای هانس یورگن دونر (Hons-jurgen Donner) و رودی بوهم (Rodi Bohm) در عرصه خلق عنوان بندی های تلویزیونی در اندک مدتی به حد بهترین استانداردهای اروپا دست یافتند. با ظهور بازیگران حرفه ای و عمده شدن عامل محبوبیت بازیگر در فروش فیلم، عنوان بندی نیز دچار تغییراتی شد. بازیگری که نامش قبل یا بالای نام فیلم می آمد بطور رسمی بعنوان بازیگری بزرگ معرفی شده بود. اهمیت این کار به تدریج تا آنجا رسید که در قراردادهای بین بازیگران و تهیه کنندگان فیلم، اصول و مقرراتی وضع شد که نوع و اندازه و تاخر و تقدم نام بازیگران را به دقت توضیح می داد. از همین رو آن قسمت از عنوان بندی که به نامهای افراد می پرداخت به عنوانهای اعتباری مشهور شد. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 11:5 توسط نسرین عجمی
|
|
||
|
|
|
|
|
امروز اولین روز از فصل پاییز است و روز اول مهر یادآور روز اول مدرسه . امروز صبح اولین آدم هایی که دیدم بچه های مدرسه ای بودند که با مادرهاشون به سمت مدرسه می رفتند . حال و هوای غریبیه . من که بغضم می گیره . احساس دلتنگی می کنم . شما چطور؟ |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 13:56 توسط نسرین عجمی
|
|
||