تبليغاتX
عروسک کوکی
بالاخره جمعه ۲۱ اردیبهشت ماه جشن تئاتر اردیبهشت برگزار شد و انصافاْ همه چیز خوب و مرتب بود .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 16:24  توسط نسرین عجمی  | 

با هرچه عشق نام تو را می توان نوشت .

با هر چه رود نام تو را می توان سرود .

بیم ازحصار نیست ، که هر قفل کهنه را ،

با چشم های روشن تو می توان گشود .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 9:7  توسط نسرین عجمی  | 

نوای غریبی تمام وجودم را پر کرده بود ، بی سر و صدا تمام دالان های ذهنم را بدون اینکه کسی بو ببرد گرد گیری کردم . کارم که تمام شد گذشته را توی کیسه ی محکم صداقت ریختم تا هیچ ریاکاری نتواند زخم های گرد گرفته ی گذشته را با خود زمزمه کند . از دالان تو در تو که تاریکی تمامش را یک جا بلعیده بود ، بیرون زدم اما روشنایی واقعیت چشمان لرزانم را کور کرد . دیگر یارای یاری رساندم نبود که هیچ ، خود نیز تاب تحمل وجودم را نداشتم . بی قرار و سرگردان رفتم . اما نمی دانم به کجا و چگونه می رفتم . انگار وجود خود را دور می زدم . آنقدر چرخ زدم تا به خود رسیدم . با پای نداشته و چشمی که دیگر هیچ چیز را نمی دید به جز تاریکی . اما هنوز می توانستم حس کنم تمام چیزهایی را که دیگر نبود و من دیگر حتی توان حسرتش را هم نداشتم . دلی که دیگر نه می تپید ، نه می خواست که بی قراری کند یا نمی دانست که دیگر چه باید خواست .

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 9:46  توسط نسرین عجمی  | 

 

1-      دوره اول :

                      ورود سینما به ایران

 

کمتر زنی جرات حضور جلوی دوربین را داشت .

روح انگیز ساقی نژاد مشهورترین زنی که جلوی دوربین رفت . (دختر لر )

تصویر زن در این سالها بسیار ساده و بی شیله پیله بود.

 

2-      دوره دوم :

                  حاکمیت فیلم فارسی

 

در این دوره اولین کارگردان زن فیلمش را ساخت .

شهلا ریاحی (مرجان )

شهلا ریاحی در این کار موفق نبود و برای همیشه این کار را رها کرد .

شخصیت زن در این دوره کاملا پرورش یافته و قابل اهمیت بود . ( شوهر آهو خانم – خشت و آینه )

 

3- دوره سوم :

                    سال هاي تحول

 

نگاه جدی تر به زن .

فیلم هایی که زن در مرکز توجه بود .

آثار بهرام بیضایی ، داریوش مهرجویی ، ناصر تقوایی و علی حاتمی .

 

4-      دوره چهارم :

                     سال های هویت یابی

 

نقش زن در سینما متحول شد .

حجم کارهایی که زن نقش محوری داشت ، بالا رفت .

مسافران ، کرخه تا راین ، بوی پیراهن یوسف ، نجات یافتگان ، بانو ، پری ، لیلا و ...

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 20:36  توسط نسرین عجمی  | 

زیباترین زیبا

کمیاب ناپیدا

گمگشته ی خوابم

دریاترین رویا

مجنون بیمارم

آری ، مرا دریاب .

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 18:4  توسط نسرین عجمی  | 

ریحان به هضم غذا کمک می کند و همچنین برای رفع سردردهای میگرنی و بی خوابی توصیه می شود .

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 18:58  توسط نسرین عجمی  | 

سپاس خداوندی که انسان را برای شادی های سبز آفرید .

که شادمانه زیستن شایسته ی هر انسان سبزی است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 20:14  توسط نسرین عجمی  | 

سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد .

شخصی نشست و ساعت ها تقلای پروانه برای بیرون آمدن از سوراخ کوچک پیله را تماشا کرد .

آن گاه تقلای پروانه متوقف شد و به نظر رسید که خسته شده ، و دیگر نمی تواند به تلاشش ادامه دهد .

آن شخص مصمم شد به پروانه کمک کند و با برش قیچی سوراخ پیله را گشاد کرد . پروانه به راحتی از پیله خارج شد ، اما جثه اش ضعیف و بال هایش چروکیده بودند .

آن شخص به تماشای پروانه ادامه داد . او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحکم شود و از جثه او محافظت کند . اما چنین نشد .

در واقع پروانه ناچار شد همه ی عمر را روی زمین بخزد و هرگز نتوانست با بال هایش پرواز کند .

آن شخص مهربان نفهمید که محدودیت پیله و تقلا برای خارج شدن از سوراخ ریز آن را خدا برای پروانه قرار داده بود ، تا به آن وسیله مایعی از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پیله به او امکان پرواز دهد .

« گاهی اوقات در زندگی فقط به تقلا نیاز داریم .»

اگر خداوند مقرر می کرد بدون هیچ مشکلی زندگی کنیم ، فلج می شدیم ، به اندازه ی کافی قوی نمی شدیم  و هرگز نمی توانستیم پرواز کنیم .

من نیرو خواستم و خداوند مشکلاتی سر راهم قرار داد ، تا قوی شوم .

من دانش خواستم و خداوند مسائلی برای حل کردن به من داد .

من سعادت و ترقی خواستم و خداوند به من قدرت تفکر و زور بازو داد تا کار کنم .

من شهامت خواستم و خداوند موانعی سر راهم قرار داد ، تا آن ها را از میان بردارم .

من انگیزه خواستم و خداوند کسانی را به من نشان داد که نیازمند کمک بودند .

من محبت خواستم و خداوند به من فرصت داد تا به دیگران محبت کنم .

من به آنچه خواستم نرسیدم ... اما آنچه نیازداشتم ، به من داده شد .

« نترس . با مشکلات مبارزه کن و بدان که می توانی بر آن ها غلبه کنی . »

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 10:13  توسط نسرین عجمی  |